این روزها مشکل رایج بسیاری از مردم نشخوار فکری است. افرادی که درگیر نشخوار فکری هستند، گاهی هیچ راهی برای خلاص شدن از شر افکارشان پیدا نمیکنند. فکر زیاد آرامش آنها را سلب کرده و مانع انجام بسیاری از کارهاست، حتی یک استراحت ساده!
در این مقاله میخواهیم 6 الگوی فکری اشتباه و رایج که به نشخوار فکری منجر میشوند را بیان و راههای رهایی از آنها را بررسی کنیم.
این نوع الگوی تفکر، اغلب باعث این میشود که انسان در گذشته گیر کرده و آن را به شکل افراطی بررسی کند. همه ما اشتباهاتی در گذشته مرتکب شدیم که گاهی آنها را یادآوری میکنیم؛ اما افرادی که درگیر این نوع الگوی نشخوار فکری هستند، مدام خودشان را به خاطر آن اشتباهات سرزنش کرده و شرایط نامطلوب کنونی را ناشی از آن اشتباهات میدانند. برای رهایی از این الگوی اشتباه، ابتدا باید به خودبخششی برسیم. تمام اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شدیم، مسیر ما را به سمت نسخه اکنونمان ساختند، ما را بالغترکرده و به تجربیاتمان افزودند. غصه خوردن و خودسرزنشی هیچ چیزی را درمان نمیکند، پس یکبار برای همیشه خودتان را بخشیده و از سرزنش خودتان دست بکشید.
2. فاجعهسازی (Catastrophizing)
فردی که با این الگوی اشتباه فکر میکند، بدترین سناریوی ممکن را محتملترین سناریو در نظر میگیرد! از بین تمام اتفاقاتی که میتواند رخ دهد، بدترین را انتخاب و تمرکزش را روی همان میگذارد. این نوع تفکر باعث افزایش نگرانی و اضطراب میشود و چون مغز میخواهد به راهحلی قطعی برسد، درگیر نشخوار فکری میشود و مدام آینده را واکاوی میکند. این الگوی فکری در مورد گذشته نیز هست. فرد یک اتفاق منفی که در گذشته رخ داده است را به بدترین شکل ممکن تصور کرده و از آن فاجعه میسازد. به عنوان مثال فرد شکستی را در رابطه عاطفی تجربه کردهاست. با این الگوی تفکر، مدام با خودش کلنجار میرود که «حتماً من دوست داشتنی نیستم» «دیگر نمیتوانم به زندگی ادامه دهم» «او تنها فردی بود که میتوانستم با او آیندهی خوبی داشته باشم و حالا دیگر بدبخت شدم» و …
برای رهایی از این الگو توصیه میکنم کمی به بهترین اتفاقی که ممکن است رخ دهد فکر کنید و آن را از ذهن بگذرانید. علاوه بر آن، عواقب رخداد بدترین اتفاق ممکن را نیز بررسی کنید. خواهید دید که آنقد که فکر میکردید، بد نیست.
3. ذهنخوانی (Mind Reading)
در این نوع الگو، فرد مدام افکار انسانهای اطرافش را حدس میزند و سپس حدسیاتش به نشخوار تبدیل میشوند. مثلاً با دیدن یک بدرفتاری از یک فرد، مدام در ذهنش فکر میکند که «یعنی چه کاری کردم که او از من ناراحت است؟» «نکند من دوستداشتنی نیستم و او از من دلخور است» و … . در صورتی که شاید دلیل بدرفتاری آن فرد، حال روحی بد خودش باشد، همین! برای رهایی از این الگوی فکری، پیشنهاد میکنم ارتباط گرفتن را بیاموزید.یاد بگیرید با انسانها صحبت کنید تا دلیل برخی رفتارهایشان را بفهمید. از طرفی توصیهی نادیده گرفتن نیز کارساز است. هر کسی ارزش توجه کردن ندارد! بنابراین بیاموزید که هرکسی را در ذهنتان آنقدر بزرگ نکنید که کوچکترین رفتارش شما را به هم بریزد.
4. نگرانی آینده (Future Tripping)
زندگی در ایران به اندازه کافی غیرقابل پیشبینی هست، بیایید بیشتر از این آن را دشوار و اضطرابآور نکنیم! در این الگوی تفکر، فرد به صورت افراطی نگران آینده خویش است. نگرانی نسبت به آینده معقولانه است اما کار جایی خراب میشود که این نگرانی به اندازهای میشود که عملکرد فرد مختل میشود، خوابش به هم میریزد، تمرکزش را از دست میدهد و از لحظه حال جدا میشود. برای رهایی از این الگو، باید خودتان را به لحظه حال بیاورید. دو راهکار را توصیه میکنم : راهکار اول اینکه برنامهریزی کنید تا نگرانیهایتان را با عملکرد درست پوشش دهید. فردی که نگران آینده خویش است، اگر برنامهریزی دقیقی بکند میتواند این نگرانی را تا حد فراوانی کاهش دهد، چرا که برنامهای برای آینده خویش دارد و مسیر تا حدی قابل تصور است.
توصیه میکنم مقالات مرتبط با برنامهریزی را مطالعه کنید تا بتوانید اصولیتر برنامهریزی کرده و از میزان نشخوار فکری بکاهید.
راهکار دوم اینکه با تکنیک «فعالسازی احساس» خود را به زمان حال بیاورید. در این تکنیک، شما هر زمان که درگیر نشخوار فکری شدید، توجهتان را معطوف به یکی از احساسات خود مثل بینایی، لامسه یا شنوایی بکنید. انسان وقتی چیزی را حس میکند، دیگر نمیتواند فکر کند!
5. مارپیچ مقایسه (Comparison Spiral)
در این الگوی فکری، فرد باطن زندگی خویش را با ویترین و ظاهر زندگی دیگران مقایسه میکند. نتیجه این مقایسه نیز چیزی نیست جز احساس عقب ماندن! انسانها معمولاً زندگیشان را زیباتر از چیزی که هست نشان میدهند. ما در فضای مجازی اغلب خوشگذرانی و تفریح دیگران را میبینیم نه بدبختیشان را! آنها معمولاً موفقیتها، دستاوردها و لبخندهایشان را نشان میدهند اما شکستها، جنگ و جدلهای درون و به هم ریختگی روانشان قابل مشاهده نیست. بنابراین فکر میکنیم که زندگی دیگران چقدر زیباست و زندگی ما چقدر زشت. این نوع تفکر به نشخوار فکری منجر میشود. افکار تکراری که مرتب در سرمان میچرخند؛ من عقبم، چقدر زندگی من بیکیفیت است، خوش به حال دیگران، از هیچ جا شانس نیاوردم و من چقدر بدبختم! برای رهایی از این الگوی فکری توصیه میکنم که ابتدا ارتباطتان را با خودتان تقویت کنید، در خلوت خودتان فکر کنید، دستاوردهایتان را به یاد بیاورید، خودتان را به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شدهاید ببخشید و از خودتان بابت تمام زحماتی که کشیدهاید سپاسگزاری کنید. علاوه بر این، توصیه میکنم از فضای مجازی دور شوید. این فضا بسیار مسموم است، شما هرچقدر هم بر ذهنتان مسلط باشید، باز هم تحت تأثیر محتواهای غیرحقیقی قرار میگیرید و در دام این مارپیچ گیر میکنید.
6. فلج تحلیلی (Paralysis Analysis)
مغز برای بقا ساخته شده و تلاش میکند با حل مسئله، به این هدف برسد. حال اگر پاسخ قطعی برای یک مسئله پیدا نکند، آنقدر آن را تحلیل میکند که دیگر از نظر عملکردی فلج شود. در این نوع الگوی فکری، فرد به صورت افراطی فقط به یک موضوعی فکر میکند اما هیچ کاری انجام نمیدهد و به عبارتی فلج تحلیلی رخ میدهد. برای رهایی از این الگو، برای افکارتان محدودیت زمانی قائل شوید. در روز چند دقیقه را به فکر کردن اختصاص دهید و تا میتوانید فکر کنید، حتی اگر این فکر تخلیهای باشد نه نتیجهمحور.
سخن آخر
این 6 موردی که بررسی کردیم، رایجترین الگوهای فکری بود که به نشخوار فکری منجر میشوند. شما میتوانید با راهکارهایی که در این مقاله ارائه شد، تا حد فراوانی بر ذهنتان مسلط شده و از نشخوار فکری رها شوید.
30ام تیرماه قرار است یک کارگاه آموزشی 7 روزه به صورت آنلاین برگزار کنیم. در این کارگاه روزانه تکنیکهای مقابله آنی با نشخوار فکری را میآموزید و آنها را تمرین خواهید کرد.
در این 7 روز میآموزید که هنگام هجوم افکار تکراری، چگونه ذهن خود را آرام کنید و کنترل آن را دوباره به دست بگیرید.
اکنون شما میتوانید با 34 درصد تخفیف و با مبلغ 390 هزار تومان در این کارگاه ثبتنام کنید. برای انجام ثبتنام، فرم زیر را تکمیل کنید :